الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
312
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
به مدت سه سال به طور مخفيانه و با ترس زندگى مىكرد و دعوت خويش را اظهار نمىكرد و در اين مدت على و خديجه با وى بودند . سپس خدا به او دستور داد كه امر خود را آشكار كند . پس از آن رسول الله در ميان مردم حاضر شد و دعوت الهى را علنى كرد . » « 1 » ( 1 ) على بن ابراهيم قمى روايت كرده است : « از امام صادق عليه السّلام دربارهء قول خداوند متعال كه مىفرمايد : « شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ » سؤال شد كه چگونه قابل تفسير است ، در حالى كه قرآن در مدت بيست سال بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است ؟ امام عليه السّلام فرمود : قرآن به صورت كامل در ماه رمضان بر بيت المعمور نازل شد و آنگاه در طول بيست سال از بيت المعمور بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد . » « 2 » ( 2 ) اين روايت را عياشى در تفسيرش آورده است « 3 » كلينى آن را با اسناد از قمّى از پدرش از حفص بن غياث از امام صادق عليه السّلام نقل كرده « 4 » و شيخ صدوق در عقايدش به همين استناد كرده است . « 5 » به همين روايت برمىگردد آنچه را كه طبرى در تاريخش با سندى از ابن عباس و سعيد بن مسيّب نقل كرده است كه گفتهاند : « در حالى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چهل و سهساله بود ، وحى بر او نازل مىشد . » « 6 » ( 3 ) واضحتر از آن روايتى است كه طبرى با سندى از عامر شعبى نقل كرده و گفته است : « در چهل سالگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به نبوّت رسيد و در سه سال از ايام نبوّتش اسرافيل با او همدم بود و كلماتى و چيزهايى را به او تعليم مىداد و هنوز قرآن نازل نمىشد . پس از سه سال كه از نبوّتش گذشت ، جبرئيل قرآن را به مدت بيست سال بر وى نازل كرد كه ده سال آن در مكه و ده سال ديگر در مدينه بود . » « 7 » چيزى كه مىخواهيم از اين روايات نتيجه بگيريم اين است كه مبدأ نزول قرآن كريم سه
--> ( 1 ) . إكمال الدين ، ص 197 ؛ بحار الانوار ، ج 18 ، ص 188 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 66 . ( 3 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 80 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 628 . ( 5 ) . عقايد صدوق ، ص 56 . ( 6 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 292 ؛ مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 610 . ( 7 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 387 و طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 127 و تاريخ يعقوبى به صورت مرسل ، ج 2 ، ص 23 و بدايه و نهايهء ابن كثير ، ج 3 ، ص 4 به نقل از ابن حنبل ؛ الإتقان ، ج 1 ، ص 45 .